جدا شدن از تولید چین سخت است، اما به کندی در حال انجام است


یک سیب زمینی داغ: مانند قطاری که ایستگاه را ترک می کند، اکنون به نظر می رسد که شرکت های آمریکایی در حال حرکت برای کاهش یا حذف کامل اتکای خود به چین هستند. زمان زیادی طول کشید تا شروع شود، شرکت ها برای یک دهه از تغییر شرایط در چین شکایت داشتند. جنگ تجاری 2018 جرقه ای بود که آنها را واقعاً به حرکت واداشت و پیشرفت آنها از آن زمان تا کنون شتاب بیشتری گرفته است. این روند سال ها، شاید ده ها سال طول خواهد کشید، اما در این مرحله احتمالاً غیرقابل توقف است.

اخیراً در مورد افتتاح کارخانه بسته بندی تگزاس اینسترومنت در چنگدو شنیدیم و فکر کردیم که این احتمالاً آخرین کارخانه نیمه کاره TI یا هر شرکت آمریکایی است که قرار است در چین افتتاح شود. اما جداسازی برای نیمه‌ها چه چیزی را در پی خواهد داشت؟ این دو جنبه دارد – چین به عنوان یک تامین کننده و چین به عنوان یک مشتری.

یادداشت ویراستار:
نویسنده مهمان، جاناتان گلدبرگ، بنیانگذار D2D Advisory، یک شرکت مشاوره چند منظوره است. جاناتان استراتژی‌های رشد و اتحادهایی را برای شرکت‌هایی در صنعت موبایل، شبکه، بازی و نرم‌افزار ایجاد کرده است.

به عنوان یک مشتری، چین بازار مهمی است، اما برای سایر محصولات مانند کالاهای لوکس به اندازه آن مهم نیست. در سال 2021، چین حدود 433 میلیارد دلار نیم‌فشار وارد کرد که بخش بزرگی از صنعت است، اما مهم‌تر از همه، اکثریت عمده این واردات در سایر کالاها بسته‌بندی شد و سپس به عنوان رایانه شخصی، تلفن و تلویزیون به سایر نقاط جهان صادر شد.

از نظر مصرف داخلی، تقاضای چین برای محصولات نیمه نیمه و محصولات حاوی نیمه نیمه نزدیک به 10٪ – 15٪ از صنعت است. این هنوز یک عدد بزرگ است، اما بخش بزرگی از آن از سوی جایگزین‌های داخلی، به‌ویژه در مورد فرآیندهای لبه آخر، در معرض تهدید است، بنابراین مهم نیست که شرکت‌های آمریکایی در چین چه می‌کنند، کاهش می‌یابد.

بدون درگیری های جدی ژئوپلیتیک، ما فکر می کنیم بعید است که شرکت های نیمه آمریکایی به طور کامل از چین مسدود شوند، بنابراین ما تمایل داریم که این موضوع را به عنوان از دست دادن کمتر مشتری و بیشتر به عنوان یک دوره طولانی از فروش مخالف بدانیم. رشد کمتر، نه لزوما کاهش.

طرف تامین کننده پیچیده تر است. امروزه، چین واقعاً دو چیز را به شرکت‌های نیمه‌فروشی ایالات متحده ارائه می‌کند: فابرهای لبه انتهایی و تست و مونتاژ برون‌سپاری (OSAT، یا بسته‌بندی و آزمایش).

فابریک های لبه انتهایی در حال حاضر تا حدودی محدود شده اند، اما به طور کلی جهان ظرفیت کافی برای برداشتن بسیاری از سستی را دارد. هر اقتصاد تولیدی در حال حاضر به دنبال افزایش ظرفیت نیمه پایانی است. بسیاری از آن در نهایت ساخته نمی شوند، اما به اندازه کافی ساخته می شوند که فکر می کنیم شرکت های آمریکایی گزینه های زیادی برای انتخاب خواهند داشت. درست است، گوشه‌های خاصی از صنعت وجود دارد که بیشتر به چین وابسته هستند، به عنوان مثال حافظه، اما برای دیگران جداسازی باید آسان‌تر باشد.

OSAT مشکل سازتر است. ظرفیت بسته بندی و آزمایش چین در دهه گذشته رشد قابل توجهی داشته است. این کار با مهارت بالا و کار فشرده است که به خوبی با نقاط قوت تولید چین مطابقت دارد. برای کاهش اتکا به این امر به کار قابل توجهی نیاز است. کشورهای دیگر، به ویژه مالزی، ظرفیت بسته بندی دارند، اما جایگاه چین در اینجا نسبتاً قوی است.

از سوی دیگر، بسته بندی در حال تبدیل شدن به بخش مهم تری از نیمه اکوسیستم است، این بخشی از راه حل کند شدن قانون مور است. در نتیجه اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده است. ریخته گری های پیشرو، مانند TSMC و اینتل (هنوز دقیقاً یک ریخته گری نیست)، سرمایه گذاری زیادی در جریان بسته بندی خود انجام داده اند. علاوه بر این، جریان معمولی OSAT در حال حاضر به طور عادلانه توزیع شده است. ما مرتباً با شرکت های نیمه کاره ای کار می کنیم که کار OSAT را با یک فروشنده منفرد قرارداد می کنند، اما آن فروشنده قطعات را در سراسر آسیا ارسال می کند تا ظرفیت و قابلیت ها را متعادل کند.

اگر این موضوع را کمی بیشتر بسط دهیم، فکر می‌کنیم نگاه به قابلیت تولید گسترده‌تر چین نیز مهم است. این احتمالاً ثابت می کند که سخت ترین بخش زنجیره تامین برای کاهش اتکا به چین است.

در بخش‌هایی از چین، گواهی‌های ISO به قدری با فرهنگ محلی ریشه دوانده است که بارها، رستوران‌ها و مکان‌های سرگرمی مرتبط را دیده‌ایم که با افتخار پایبندی خود را به تخصص فرآیند قابل تأیید اعلام می‌کنند.

چین اکنون 40 سال است که در مهارت‌های تولید خود پیشرفت کرده است. کل مناطق کشور دارای شبکه هایی از امکانات تولیدی به هم پیوسته از صدها فروشنده با هدف خاص تا مدارس آموزشی هستند. در بخش‌هایی از چین، گواهی‌های ISO به قدری با فرهنگ محلی ریشه دوانده است که بارها، رستوران‌ها و مکان‌های سرگرمی مرتبط را دیده‌ایم که با افتخار پایبندی خود را به تخصص فرآیند قابل تأیید اعلام می‌کنند. ساختن اشیا در چین ساده تر است (آسان نیست، اما قطعا آسان تر). از هر کسی که در سال‌های اخیر سعی در توسعه یک ابزار الکترونیکی کم حجم داشته است بپرسید – یافتن فروشنده‌های قابل اعتماد در ایالات متحده برای طراحی، منبع‌یابی، مونتاژ و QA می‌تواند دردناک باشد، در حالی که در چین صدها شرکت وجود دارند که می‌توانند همه این کارها را انجام دهند. -خانه، معمولاً با قیمت بسیار کمتر.

همه اینها به این معنی است که جدا کردن نیمه و ساخت لوازم الکترونیکی از چین نیازی به یک فرآیند آسیب زا نیست، اما سال ها طول می کشد. شایعاتی شنیده‌ایم مبنی بر اینکه اپل قصد دارد بخش عمده‌ای از تولیدات خود را به خارج از چین منتقل کند هفت سال آینده. و این اپل است، احتمالا بهترین در جهان در مدیریت زنجیره تامین الکترونیک. برای بقیه، جدا شدن از هم خواهد آمد، اما نه به سرعت.

هویج، چوب و چشم پوشی

سوال مهمی که پیرامون نیمه تحریم های آمریکا علیه چین وجود دارد این است که آیا ایالات متحده متحدان خود را وادار به حمایت از این اقدامات خواهد کرد؟ مردم ایالات متحده ممکن است از این که بدانند همه مردم در بقیه جهان نسبت به چین احساس یکسانی ندارند، شوکه شوند، و حتی تکان دهنده تر، این افراد ممکن است منافع زیادی در ادامه تجارت با چین داشته باشند.

ما متخصص سیاست نیستیم (با اختلاف زیاد)، اما تا حدودی می دانیم که کدام شرکت ها در کشورهای دیگر با محدودیت ها و برخی چیزهایی که ممکن است بتواند نگرانی های این متحدان را خنثی کند، بیشترین تحقیر را خواهند پذیرفت.

هنگامی که ایالات متحده آخرین قوانین را در ماه اکتبر صادر کرد، نویسندگان عمدا فاصله بین اعلام و اجرا را کوتاه کردند، در برخی موارد تنها به یک هفته کاهش یافت. اقدامات گذشته معمولاً ماه ها قبل از اعلام به اشتراک گذاشته می شد. با این اقدامات بسیار گسترده تر، دولت ایالات متحده می خواست پتانسیل دستورات احتکار لحظه آخری را از بین ببرد. ما همچنین گمان می کنیم که آنها می خواستند توانایی لابی های مستقر در ایالات متحده را برای کاهش تحریم ها محدود کنند. از نظر تاکتیکی، این امر منطقی بود، اما به قیمت این بود که قوانین از بازرسی بیرونی خودداری کنند. شرکت‌های آمریکایی فرصت کمی برای آماده‌سازی، موضوعی برای پست آینده داشتند، اما بسیار مهم است که دولت ایالات متحده اساساً هیچ اطلاعی به متحدان نداد. به بیان ملایم، استقبال خوبی از این موضوع نشد.

به طور خاص چهار کشور بیشتر تحت تأثیر این اقدامات هستند. هلند – خانه ASML؛ کره جنوبی – خانه سامسونگ، هاینیکس و تعدادی از فروشندگان کوچکتر؛ تایوان خانه TSMC، UMC و بخش بزرگی از زنجیره تامین. و ژاپن – با صنعت الکترونیک و WFE بزرگ. بریتانیا را نیز اضافه کنید – خانه آرم، آلمان که اقتصاد صنعتی آن نسبتاً متکی به چین است، و تعداد کمی از همسایگان آنها منجر به مشکلاتی با اتحادیه اروپا به طور گسترده تر می شود.

وضعیت برای هر کشور و مجموعه‌ای از شرکت‌ها کمی متفاوت است، اما همه آنها در موقعیتی قرار می‌گیرند که حمایت از متحدشان آمریکا می‌تواند مستقیماً منجر به از دست دادن درآمد شود که در بسیاری از موارد مقادیر قابل‌توجهی است.

این شرکت‌ها بخش‌های بسیار مهمی از زنجیره تامین را نمایندگی می‌کنند و داشتن حمایت متحدان احتمالاً به معنای تفاوت بین موفقیت یا شکست اقدامات است. بنابراین چگونه ایالات متحده می تواند متحدان خود را در کنار خود نگه دارد؟ ما فکر می کنیم چهار راه برای بررسی وجود دارد.

اولین مورد، شناخت اهداف مشترک است. بسیاری از این کشورها در سال‌های اخیر نگرانی فزاینده‌ای نسبت به رفتار چین نشان داده‌اند و بسیاری از شرکت‌های موجود در این فهرست از همان رویه‌های تجاری ناعادلانه رنج می‌برند که در وهله اول جرقه جنگ تجاری را برانگیخت. در جبهه دیپلماسی، دیپلماسی تهاجمی چین، “جنگجوی گرگ” در سال های اخیر به نظر می رسد رویکردهای دیپلماتیک بیشتری را برای یافتن زمینه های مشترک قطع کرده است. ما گمان می کنیم که بسیاری از این کشورها حداقل در برخی از نگرانی های امنیت ملی ایالات متحده و نگرانی های اقتصادی در اطراف چین سهیم هستند و بنابراین ممکن است از این اقدامات حمایت کنند.

حتی اگر این موضوع برای دولت‌ها صادق باشد، بسیاری از شرکت‌های درگیر ممکن است به دنبال متقاعد کردن دولت‌های خود باشند تا به آنها اجازه دهند به تجارت با چین ادامه دهند. برخی از شرکت‌ها قبلاً سرمایه‌گذاری هنگفتی در چین انجام داده‌اند و از دست دادن دسترسی به آن دارایی‌ها مشکلات نسبتاً جدی ایجاد می‌کند.

در موارد خاص حاد، دولت ایالات متحده معافیت هایی از قوانین ارائه کرده است.

در موارد خاص حاد، دولت ایالات متحده معافیت هایی از قوانین ارائه کرده است. به نظر می رسد هاینیکس و سامسونگ این موارد را به دست آورده اند، و از آنچه که می توانیم بگوییم ایالات متحده نسبتاً در ارائه آنها به کشورهای متحد بسیار ملایم است. با این حال، معافیت ها فقط برای یک سال خوب است و هیچ کس واقعا نمی داند که آیا این معافیت ها تمدید خواهند شد یا خیر. با توجه به آنچه می توانیم بگوییم، به نظر می رسد ایالات متحده اجرای گزینشی برخی از سیاست های خود را اتخاذ می کند، که واقعاً برای اکثر شرکت ها راحت نیست، اما نشان دهنده درجه ای از انعطاف پذیری است.

در طرف دیگر دفتر کل، دولت ایالات متحده بارها به صراحت اعلام کرده است که برای «تشویق» تبعیت، «چوب» ضرب المثلی دارد. قوانین جدید (و قدیمی) کاملاً روشن می کند که هر محصولی که حاوی هر گونه مالکیت معنوی باشد که به هر حال می تواند به ایالات متحده مرتبط باشد، کل محصول را مشمول مقررات می کند. این در مورد ASML که یک عملیات نرم افزاری بزرگ در ایالات متحده دارد، بیشتر مشهود است.

ماشین‌های EUV ASML در قلب تحریم‌ها قرار دارند، و ما فکر می‌کنیم که دولت ایالات متحده راه نسبتاً طولانی را طی خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود که هیچ یک از آن‌ها به چین فروخته نمی‌شود. تا حدی این موضوع برای TSMC نیز صادق است. علاوه بر وابستگی آنها به ماشین آلات دارای IP ایالات متحده در آن، موضوع ابزار EDA نیز وجود دارد که بخش مهمی از جریان فرآیند ریخته گری است. شرکت های EDA همگی مستقر در ایالات متحده هستند و حذف آنها از معادله کل صنعت را تحت تاثیر قرار می دهد.

در بین این دو افراط، به نظر می رسد که ایالات متحده در حال بررسی مجموعه ای از اقدامات برای کاهش نگرانی های خارجی در مورد تحریم ها است. در خبرنامه رقم به دلار، ما به گزارش دیجی‌تایمز پیوند دادیم که هشدار می‌داد ایالات متحده در حال بررسی محدودیت‌هایی برای سازندگان تلویزیون‌های OLED چین است.

سازندگان تلویزیون چین بخش بزرگی از صنعت را تشکیل می دهند، اما سخت است که آنها را برای ایالات متحده تهدید کنند. آنها در یک بازار فوق رقابتی فعالیت می کنند و سود ناچیزی دارند. ایالات متحده هیچ فروشنده داخلی ندارد و به نظر می رسد دلیل کمی برای دنبال کردن این بخش داشته باشد. همانطور که گفته شد، کره جنوبی، ژاپن و تایوان همگی به تلویزیون اهمیت زیادی می دهند و مجبور بوده اند با سال ها رقابت کم هزینه PRC که سهم بازار آنها را اشغال کرده است، دست و پنجه نرم کنند.

ما نمی دانیم که آیا ایالات متحده واقعاً قصد دارد اقداماتی را علیه سازندگان تلویزیون چین انجام دهد یا خیر، اما احتمالاً این یک اقدام دیپلماتیک هوشمندانه است که آنها را به متحدان خود ارائه دهد. (نکته حرفه ای برای تنظیم کننده های ایالات متحده: به توافق نامه های جمع آوری و نگهداری داده های آن شرکت ها نگاهی بیندازید.)

فراتر از نیمه نیمه، ما همچنین فکر می کنیم که مشوق های دیگری نیز وجود دارد که این تحریم ها می تواند برای شرکت های کشورهای متحد ایجاد کند. از دیدگاه ما، یکی از بحث برانگیزترین بخش‌های تحریم‌ها، معنای آنها برای صنعت خودروسازی چین خواهد بود. چین امروز حدود 50 سازنده خودروهای برقی دارد و چین بسیار دوست دارد که صنعت خودروسازی رقابتی در سطح جهانی داشته باشد. همانطور که اشاره کردیم، نیمه‌ها بخش مهمی از صنعت هستند. چین در مسیر خودکفایی برای نیمه خودروهای آنالوگ و لبه انتهایی قرار دارد، اما آینده صنعت خودرو به شدت به دسترسی به پردازنده‌های دیجیتال پیشرو برای ADAS و سیستم‌های مستقل بستگی دارد. اگر خودروسازان چینی نتوانند این تراشه ها را به دست آورند، در یک نقطه ضعف رقابتی قابل توجه قرار خواهند گرفت. این وضعیتی است که سایر کشورها ممکن است از آن استقبال کنند. به عنوان مثال آلمان. ما تصور می کنیم بسیاری از نقاط اهرم مشابه دیگر وجود دارد که ایالات متحده می تواند در صورت لزوم از آنها استفاده کند.

با کنار هم گذاشتن همه اینها، ما فکر می کنیم که ایالات متحده به اندازه کافی تیر در کمر خود دارد تا از متحدان حمایت کند. مشخص نیست که آیا دولت ایالات متحده قادر به جلب حمایت برخی از شرکت‌ها خواهد بود یا خیر، اما ما گمان می‌کنیم که دولت‌های آنها دلایلی برای رسیدن به این هدف خواهند دید.



منبع