بازاریابی یک CPU در دنیای چند قطبی

هنوز هم برای فروشندگان تراشه های تجاری بسیار مهم است که برتری محصول خود را منتقل کنند، اما آنها باید هنگام ایجاد پیام های مقایسه با دقت قدم بردارند. علاوه بر این، بخشی از پیام‌ها باید به سازمان‌های گسترده‌تر مشتریانشان برسد، نه فقط خریداران معمولی در مرکز داده. هر شرکتی که در حال حاضر تراشه خود را طراحی می کند، یک مدیر مالی دارد که در مورد پیامدهای هزینه توسعه و کاربران داخلی که همتایان خود را با استفاده از طیف وسیع تری از راه حل ها می بینند، سؤال می کند.

همه پیام های بازاریابی باید با شناسایی مخاطب هدف شروع شوند، اما مشکل از اینجا شروع می شود. حدود 60 درصد از درآمد این دسته از ده مشتری، ابر مقیاس‌کننده‌های ابری به دست می‌آید. تقریباً همه این مشتریان در حال کار بر روی تراشه‌های شتاب‌دهنده هوش مصنوعی سفارشی خود هستند، البته اگر پردازنده‌های مرکزی خود را نیز طراحی نکنند. این متن پیام “تراشه ما سریعتر از رقبا است” را تغییر می دهد.

پاسخهای ساده ای نیستند. شرکت های بزرگ ممکن است نیاز به تمرکز بر روی مقابله با راه حل های داخلی مشتریان خود داشته باشند. تازه واردها باید هدفشان ایجاد سر و صدای کافی برای به دست آوردن جای پایی در هر کجا که می توانند باشند، احتمالاً با تخصص در حجم کاری خاص به بهای بردهای گسترده تر، کاری که بازیکنان بزرگ از عهده انجام آن بر نمی آیند.

بازاریابی یک CPU یا هر پردازنده پیشرفته ای که Nvidia نام ندارد بسیار سخت تر می شود. روزی روزگاری دو شرکت وجود داشتند که CPUهای مرکز داده تولید می کردند و بازاریابی به سادگی این بود که “مال ما بهتر از آنهاست.” با این حال، چشم انداز امروزی شامل دوازده شرکت طراحی کننده CPU و چند ده شرکت دیگر در حال توسعه NPU است. هر شرکتی چگونه خود را در این ترکیب قرار می دهد، روایت خود را تعریف می کند و رقابت خود را شناسایی می کند؟ در اینجا هیچ پاسخ آسانی وجود ندارد و ریسک آن بسیار بالاست.

بخونید:  The UFC, NBA, and NFL ask the government for "instantaneous" DMCA takedowns of illegal streams

در نهایت، این سوال در مورد محتوای پیام مطرح می شود. در هفته‌های گذشته، چندین نسخه از یک اسلاید را دیده‌ایم که راه‌حل یک شرکت را در مقایسه با رک‌های سرور چندگانه شخص دیگری به‌عنوان یک رک سرور یا بخشی از آن نشان می‌دهد. به نظر می رسد که همه ادعا می کنند که هزینه کل مالکیت سه برابر بهتر از رقبا است.

همه این عوامل متضاد نشان می‌دهند که نتایج واقعی بسته به حجم کار می‌تواند به میزان قابل توجهی نوسان داشته باشد. یک تراشه ممکن است برای بارهای کاری خاص بهتر باشد، در حالی که دیگری در کارهای مختلف برتری دارد. در حالی که راه حل های داخلی مزیت قابل توجهی دارند، این نیز با یک مبادله استراتژیک همراه است و ممکن است نوآوری را محدود کند – مشکلی که به نظر می رسد AWS در حال حاضر در رابطه با هوش مصنوعی و مدل های زبان بزرگ با آن دست و پنجه نرم می کند. همانطور که گفته شد، تعداد کمی از مشتریان می خواهند با چندین فروشنده معامله کنند، زیرا هزینه مدیریت راه حل های مختلف بسیار سنگین است.

سپس، مسئله موقعیت‌یابی محصول مطرح می‌شود. بازاریابی اغلب زمانی مؤثرتر است که محصولی برتر از یک جایگزین ارائه شود. این گونه روایات بیشتر برای ذهن انسان قابل هضم است. اما در این شرایط شرکت باید خود را در مقابل چه کسی قرار دهد؟ همانطور که می بینیم، پنج اردو در مبارزه CPU وجود دارد:

  • اینتل – علیرغم مشکلات مالی، آنها همچنان رهبر سهم بازار هستند. اگر آنها بتوانند فرآیند تولید خود را اصلاح کنند (و هیچ مدرکی دال بر کاهش وجود ندارد)، ممکن است سهم بازار خود را دوباره به دست آورند. اینتل شک و تردیدهایی دارد، اما حذف آنها زودهنگام است.
  • AMD – AMD در سال‌های اخیر سهم بازار بسیار زیادی را از اینتل به دست آورده است و به طور مداوم نقشه راه CPU قانع‌کننده‌ای را ارائه می‌کند.
  • انویدیا – انویدیا بر بخش هوش مصنوعی تسلط دارد، و اجازه دهید با آن روبرو شویم، هوش مصنوعی بر بیشتر مکالمات امروزی تسلط دارد. بسته CPU/GPU آنها بسیار قوی به نظر می رسد و علیرغم سهم متوسط ​​​​در حال حاضر CPU آنها نباید تخفیف داده شود.
  • شرکت‌های جدید – Ampere در صدر این لیست قرار دارد، اما شرکت‌های دیگر، به‌ویژه در عرصه RISC V نیز در این رقابت هستند. همه آنها به عملکرد و مصرف انرژی می بالند، اما با چالش های بهینه سازی نرم افزاری قابل توجهی روبرو هستند.
  • راه حل های داخلی – این ممکن است قوی ترین تهدید باشد. مشتریان عمده تراشه های طراحی داخلی خود را به طور پیوسته در بازار آدرس پذیر تجاوز می کنند. مزیت قهرمانان داخلی و ارتباط نزدیک با حجم کاری نرم افزار واقعی است.
بخونید:  نصب PS5 به صورت عمودی ممکن است منجر به شکست فاجعه بار ناشی از نشت فلز مایع شود

امید این است که تکثیر گزینه ها به طور بالقوه جذابیت راه حل های داخلی را کاهش دهد. پیشرفت‌های سریع در هوش مصنوعی نشان می‌دهد که اکنون راه‌حل‌های فعلی آسیب‌پذیر به نظر می‌رسند و شرکت‌ها را در زمانی که دنیا خیلی سریع در حال حرکت است و هیچ‌کس نمی‌تواند با آن همگام شود، قفل می‌کند. این یک افتتاحیه عظیم نیست، اما بارقه‌ای از امید را ارائه می‌کند.



منبع

انتخاب هدف مناسب بسیار مهم است – محصول خود را با چه کسی مقایسه کنیم؟ چگونه با مشتری اصلی ارتباط برقرار کنیم که محصول داخلی آنها نسبت به محصول جدید ما عملکرد ضعیفی دارد؟

یادداشت ویراستار:
نویسنده مهمان، جاناتان گلدبرگ، بنیانگذار D2D Advisory، یک شرکت مشاوره چند منظوره است. جاناتان استراتژی‌های رشد و اتحادهایی را برای شرکت‌هایی در صنعت موبایل، شبکه، بازی و نرم‌افزار ایجاد کرده است.